تا به حال شده بخواهید از صفحه تلویزیون عکس بگیرید. در نگاه اول کار خیلی سختیه. وقتی عکس را می گیرین اصلا نمی شه بهش نگاه کرد. تو تصویر انگار صفحه تلویزیون دچار پرش شده. حتما همه شما این موضوع را تجربه کردین. می دونین کجا بیشتر سخته؟ اینکه با نرم افزارهای فتوشاپ یا دیگر نرم افزارهای اصلاح عکس هم امکان تغییرش نیست. حالا باید چکار کرد؟ از خیر عکاسی از صفحه تلویزیون باید گذشت؟ نه. اصلا. هر سوالی یه جوابی داره و جواب سوال شما در تنظیم سرعت شاتر هست.
اتفاقی که در صفحه تلویزیون می افته این هست که پیکسل های روشن کننده در یک زمان واحد همه روشن می شوند. استفاده از سرعت شاتر ۱/۳۰ یا کمتر می تونه به طور کامل با این ویژگی مقابله کنه. حالا اگر دوربین شما امکان این را نداشته باشه که سرعت شاتر را تا این حد پایین ببرین چه کاری باید انجام بدین؟ کافیه دوربینتون را در حالت اتوماتیک قرار بدین. مثلا شما نمی تونین حالت دوربینتون را در حالت ورزش قرار بدین چون سرعت های بالا را ثبت می کنه.
البته این روزها اونقدر تکنولوژی ساخت تلویزیونها دچار پیشرفت شده که نقیصه پرش الکترون ها را که در تلویزیون های قدیمی وجود داشت از بین بردن. برای تمرین بیشتر یه پیشنهاد براتون دارم. دوربینتون را به طبیعت ببرین و سرعت شاتر را روی مقدار ذکر شده قرار بدین تا کوچکترین حرکات را براتون ثبت کنه. اینطوری پس زمینه ای مات خواهید داشت با سوژه ای که حرکت آرامی داره و شما آن را با عکسی که گرفتین جاودانه کردین. فقط یادتون باشه که برای دریافت نتیجه بهتر حتما از سه پایه استفاده کنین. حتما متوجه شدید. من روش فریز کردن را بهتون یاد دادم. اینجوری هر وقت فرزندتون جلوی تلویزیون نشسته بود و میخکوب صفحه تلویزیون شده بود بهترین فرصته تا ازش عکس بگیرین. اینجوری دیگه نگران حرکات و شیطنت های او نخواهید بود.
برچسبها:اتوماتیک, تلویزیون, تکنولوژی, جاودانه, حرکت, دوربین, روشن, سرعت شاتر, سه پایه, سوژه, شیطنت, صفحه, عکاسی, فریز کردن, لرزش, نور, ورزش, پرش, پیکسل
نوشته شده در 100 در 100, تکنیک های عکاسی, چگونه
بخشی که از امروز در این وبلاگ راه اندازی می کنم معرفی ماهانه یک کتاب در زمینه عکاسی است. کتابی که اینک معرفی می شود حاوی عناوین زیر است:

۱- چگونه گلهای وحشی را تشخیص دهیم؟
۲- نکاتی در رابطه با نور مناسب
۳- درصورتی که با نور دلخواه مواجه نشدیم چه کاری انجام دهیم؟
۴- نکاتی در رابطه با نوردهی
۵- نحوه قرار گرفتن دوربین
۶- چگونگی دستیابی به عکسهایی شفاف
۷- چگونگی دستیابی به پس زمینه ای شفاف
۸- نحوه برخورد با نسیم یا باد
۹- چگونگی ترکیب بندی گلهای وحشی
۱۰- چگونگی عکاسی از پروانه ها
۱۱- چه نکاتی را نباید فراموش کرد؟
۱۲- چگونگی دستیابی به عکسهایی شفاف با استفاده از نرم افزار فتوشاپ
۱۳- چگونگی اصلاح تاریکی پس زمینه با کمک نرم افزار فتوشاپ
خوب.
حالا مونده لینک دانلود این کتاب.
امیدوارم از خوندن این کتاب لذت ببرین.
برچسبها:E-BOOK, اصلاح, باد, تاریکی, تشخیص, دوربین, عکاسی, فتوشاپ, نرم افزار, نسیم, نور, نوردهی, پروانه, پس زمینه, کتاب, گلهای وحشی
نوشته شده در E-BOOK, اینترنت- شخصی, معرفی
در بین طبقه بندی های عکاسی طبقه بندی وجود داره که میشه در قالب ” عکاسی پلیسی” قرارش داد.
حال من در این مجموعه می خوام در رابطه با این موضوع و طبقه بندی صحبت کنم:
- عکاسی پلیسی
- عکاسی جنایی
- عکاسی خشونت
-عکاسی از شورش های خیابانی و انقلاب
- قوانین عکاسی در حیطه خبررسانی

برچسبها:خبررسانی, عکاس خبری, عکاسی, عکاسی انقلاب, عکاسی جنایی, عکاسی خشونت, عکاسی شورش, عکاسی پلیسی, قوانین
نوشته شده در 100 در 100, اصطلاحات عکاسی, تکنیک های عکاسی, معرفی, چگونه
در گذشته های نه چندان دور ، اون زمانی که تازه دوربین دیجیتال اومده بود من یه دوربین بچه گانه داشتم که میشد توش فیلم گذاشت و فیلم هاش را چاپ کرد. وقتی عکس هایی را که خودم گرفته بودم می دیدم کلی بزرگ می شدم.
دوست داشتم عکس هایی را که گرفتم تو یه آلبوم بذارم و اونا را به پدربزرگ و مادربزرگم نشون بدم.

تا اینکه سفرم به کالیفرنیا و دیدن یک دوربین دیجیتال نیکون همون اشتیاق و شور را در من زنده کرد.
بعد از گذشت ۱۰ ماه من هنر عکاسی را در خودم کشف کردم و تا حالا یک لحظه هم ازش غفلت نکردم.
حالا می خواهم ۱۰ راهی را که باعث شدند زندگیم تغییر کنه با شما در میون بگذارم:
۱- نگریستن
من حالا یاد گرفتم که به دنیای اطراف به جای نگاه کردن، بنگرم. به جای اینکه فقط ببینمشون به جزئیاتشون دقت کنم. قرار نیست من تو عکاسی این جزئیات را درشت یا ریز کنم فقط باید خود واقعیشون را به شما نشون بدم. پس دیدید نگریستن با نگاه کردن فرق داره!
قبل از اینکه شروع کنم به عکاسی خوب قدم می زنم و به اطرافم خوب می نگرم. سوژه عکاسی ام منو صدا می زنه و من باید با چشمانم صدایش را بشنوم.
۲- نگاه کردن
من تو پاراگراف قبلی گفتم نگریستن و حالا می گم دیدن. فرقشون چیه؟ الان می گم . فکر کنید شی ء روبروی شماست که لازم نیست خوب ببینیدش. به قول ضرب المثل خودمون یه نظر کافیه. به این حالت می گن نگاه کردن یا دیدن. قرار نیست با این راه زیاد در جزئیات ریز بشین. این دیدن می تونه از زوایای مختلف باشه، در حالتهای متفاوت باشه یا در شرایط نوری گوناگون.
۳- زمان
همه ما از واژه زمان یه چیز را برداشت می کنیم. اون هم حرکته. چقدر طول می کشه؟ جمله ای است که بارها برای زمان به کار بردیم. اما حالا برای من واژه زمان تعریف جدیدی پیدا کرده. زمان برای من با ساعتی که به مچم می بندم اندازه گیری نمیشه. بلکه من زمانی را برای خودم تعریف می کنم که بتونم در طی اون به اطرافم خوب دقیق بشم و از هر صحنه ای برای ثبت اون لحظه استفاده کنم. برای من زمان جاودانه شده و هیچوقت هم تمام نمیشه.
۴- نور
هنر و عکاسی زمانی به وسیله ما انسانها قابل درک هستند که نوری به آنها تابیده شده باشه. وگرنه تو تاریکی هیچ کس متوجه اثر هنری ای که گوشه ای از میدان شهر قرار گرفته نمیشه. از وقتی که نور را شناختم کنارش تاریکی را هم درک کردم. دوربینم را که به دست می گیرم دلم می خواد تضاد و دشمنی و جنگ این دو را در عکس هایم نشون بدم.
۵- فاصله
چطور یه عکاس می تونه فاصله نوری اشیا را که نسبت به هم قرار گرفتند نادیده بگیره؟ مفهوم فاصله هم از اون دست واژه هایی هست که میشه در موردش کلی متن نوشت. از فاصله اشیا بگیرید تا فاصله طبقاتی. این هنر من عکاس هست که از عهده هر دوش به خوبی بربیام و عکسی را به شما هدیه بدم که توی آن مفهوم فاصله به خوبی توضیح داده شده.
۶- آموختن
از قدیمها بهمون گفتن که اگر می خواهید کسی بشین خوب یاد بگیرید. من هم همین نظر را دارم. آموختن بهترین هنره که ما باید به داشتنش افتخار کنیم. ببینیم بزرگان عکاسی چه نکاتی را گفتند و اونها زندگی را چطور دیدند. افرادی مثل انسل آدامز، هانری کارتیه برسون و یا مارگارت بورک وایت. فقط هم فکرمون این نباشه که عکاسی را فرموله یاد بگیریم. سعی کنیم یادبگیریم که چطور خودمون راهی اختراع کنیم. چطور خلاق باشیم و هزاران چطور دیگه.
۷- سفر کردن
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. تو سفر هست که می تونیم با چشمان مان هنر نگریستن را در خودمون پرورش بدیم. با سفر هست که می تونیم تفاوت دیدن و نگریستن را کشف کنیم.
۸- ثانیه ها
تا زمانی که دوربین نداشتم مفهوم ثانیه را درک نمی کردم. اما حالا می دونم که ثانیه واقعیت مهمیه که نمیشه ازش غافل شد. ثانیه به ما نشون می ده فاصله عمل کردن تا عمل نکردن چقدر کوتاهه. ثانیه ها هستن که به ما می گن این راهیی که انتخاب کردیم آیا ما رو به مقصد می رسونه یا نه. ثانیه ها هستن که تغییر را برامون قابل لمس می کنن. ثانیه ها هستن که می گن اگر الان نجنبی نوری که الان هست دیگه به دستت نمی آد. فرصتی را که برات پیش اومده استفاده کن. ازش راحت نگذر.
۹- فوکوس
تو عکاسی یاد گرفتم که برای اینکه عکسم خوب و واضح و شفاف باشه فوکوس کنم روی سوژه. این فوکوس چقدر معنای گسترده ای داره. می تونم فوکوس کنم روی سوژه، روی تنظیمات دوربین و روی باتری دوربین. خیلی چیزها هست که باید توجهم را بهش بدم. توجه؟ بله توجه. توجه کنم روی زندگیم. روی اهدافم. روی کارم. روی عمری که تا اینجا از خدا گرفتم. تا به حال به این فوکوس اینجوری نگاه نکرده بودم. حالا چه اشکالی داره که وقتی دوربینم را روی مشکلم زوم می کنم فوکوس را روی مشکل نگذارم و تو ذهنم بگردم ببینم این مشکل چطور به وجود اومد . فوکوس کنم روی حل مشکلاتم. فوکوس واژه گسترده و عمیقی است. کاش بیشتر بهش فکر کنم.
۱۰- ارزیابی
وقتی دوربین دستمه و دارم عکس می گیرم توجهم میره به یک لبخند، به یک اشک، به یک صورت مهربون، به یک نگاه غمگین، به شیطنت یه بچه، به خردمندی یه پیرمرد. وقتی دوربین دستمه و دارم عکس می گیرم توجهم میره به سمت زندگی و ذهنم درحال ارزیابیه. کیفیت و کمیت زندگی زندگی آدمها حالا دیگه برام مهم شده. کیفیت زندگی خودم هم برام مهم شده. من با زندگیم چه کردم؟

برچسبها:آموختن, ارزیابی, اشتیاق, اشک, انسل آدامز, بزرگان عکاسی, بچه, ثانیه, جاودانه, جزئیات, حرکت, دوربین دیجیتال, دیدن, ذهن, زمان, سفر کردن, سوژه, شرایط نوری, عکاسی, غفلت, غمگین, فاصله, فلسفه, فوکوس, لمس, مارگارت بورک وایت, مشکلات, مهربان, نور, نگاه کردن, نگریستن, هانری کارتیه برسون, هنر, پرورش, پیرمرد, کالیفرنیا, کودک
نوشته شده در فلسفه در عکاسی
امروز می خوام در این باره باهاتون صحبت کنم. فکر نکنین عکاسی از یک روح کار سخت و پیچیده ایه که برعکس خیلی هم ساده است.
شما با سه قدم که در این آموزش یاد خواهید گرفت می تونین دوستان و آشنایانتون را غافلگیر کنین و اونا را با یک زندگی عادی در کنار ارواح آشنا کنین.
قدم اول: یک مکان مناسب را برای عکاسی انتخاب کنین.
شما برای عکاسی به وجود یکی از دوستانتون هم نیاز دارید. وقتی عکس می گیرید یک بار بدون حضور دوستتون و یک بار با حضور دوستتون عکس بگیرید. دقیقا عین تصویر.
تو این حالت سعی کنید همه چیز در دو عکس یکسان باشه. برای این کار بهتره از سه پایه استفاده کنین.
اگر بتونین در محلی عکس بگیرین که پس زمینه ای از درختان داشته باشه و درختها با وزش باد تکان بخورن به حس روحانی!!! فضا کمک زیادی می کنه.
قدم دوم: در فتوشاپ لایه بسازین.
دو تا عکس را در دو لایه مجزا در فتوشاپ بازکنین. عکسی که با حضور دوستتون گرفتین بالا باشه. کار کردن با لایه ها خیلی ساده است: اول عکسی را که بدون حضور دوستتون گرفتین باز کنین. بعد عکسی را که در حضور دوستتون گرفتین را باز کنین. هر دو عکس را select-all کنین و هر دو را کپی کنین و در یک صفحه جدید منتقل کنین.
اینطوری یه لایه جدید هم ساختین.

قدم سوم: کلاه جادوگری تونو رو کنین.
عکسی را که تو فتوشاپ باز کردین باید شفافیت اش را کاهش بدین. بهتر هست که شفافیت لایه را روی ۵۰% تنظیم کنین.
خوب دیگه تموم شد. سر سفره یه روح دیده میشه. مگه نه!



برچسبها:باد, تصویر, درختان, دوست, روح, شفافیت, عکاسی, فتوشاپ, لایه, پس زمینه
نوشته شده در 100 در 100, فتوشاپ و عکاسی






