نوشتههای با برچسب ‘دفترکار’
در دفتر کارم نشسته بودم و به این مسئله فکر می کردم که در این شب سرد اینجا چه می کنم که صدای قطرات باران مرا به خود آورد. باران هم مانند من در این سرما چاره ای جز فرود بر زمین و درختان و آسفالت و پیاده رو و خیابان نداشت….
دیدم نمی توانم بنشینم و گوش بسپارم به صدایش. دوربینم را برداشتم و مانند باران خودم را سپردم به سرما.

برچسبها:باران, دفترکار
نوشته شده در 100 در 100, نور در عکاسی
نوشته شده توسط ۲۱ آبان, ۱۳۸۸ | نظرات (۰)






