امیرپارسای عزیزم سلام.
هفته پیش نامه نهم را نوشتم. حتی دکمه انتشار را هم زدم اما در همان لحظه اینترنت قطع شد. به هر ترتیب این دیرکرد را ببخش.
نمی دونم با بابا تونستی فید برای وبلاگت درست کنی یا نه. تو این شب های بلند ماه رمضان حتما این کار را انجام بده. می دونی؟ خوبیه فید به اینه که در قالب ساده کل مطالب پست را می خونی. یعنی چی؟ یعنی اینکه حواست پرت نمیشه با این جینگیلی پینگیلی هایی که صاحبان وبلاگ برای خودشون درست کردن. خوندن یه نوشته یا پست در حالت فید مثل رفتن به اتاقیه که وسیله ای توش نیست. ساده اس و راحت. تو همه حواستو می دی به نوشته ای که می خونی. اگه بخواهیم همون مثال اتاق را پیش ببریم، انگار که تو بری سمت پنجره و بازش کنی و ببینی طبیعت بیرون را.
امروز می خوام یه سرویس خوب از گوگل را بهت معرفی کنم. تو قبلا با جی میل آشنا شدی. گوگل سرویسی داره به نام گوگل ریدر.
تو با اکانت جی میلت وارد این سرویس میشی و فید دوستانت را اضافه می کنی . هر وقت پشت کامپیوتر نشستی_ انگار که پشت میز غذا نشسته باشی_ اگر دوستانت مطلبی نوشته باشند برات باز میشه و می تونی بخونیشون، با دیگران به اشتراک بذاری، ستاره بهشون بدی، لایک بزنی به پستشون- یعنی نشون بدی که از این نوشته شون خوشت اومده- و کلی کار دیگه…..
در نامه بعدی بیشتر در این رابطه برات توضیح می دم.
امیرپارسای ناناز من سلام.
می خواستم این نامه را همراه با تصویر برات بفرستم. اما کمی تا قسمتی مشکله. سعی خودمو می کنم.
تو برای فید یا به قول من ( غذا)مثل مامان نیاز به یک سری مقدمات داری. مامان برای غذا پختن قابلمه را پر از مواد اولیه می کنه و بعد قابلمه را می ذاره رو گاز تا با شعله آتیش غذا خوب بپزه. حالا فکر کن تو مطلبت را نوشتی. اما چطور دوستانت باید متوجه بشن که غذات پخته. اینجا تو نیاز به یک گاز داری ( بیا جلو لپتو گاز بگیرم
)؟ یا باید دائم بیان به وبلاگت سر بزنن یا تو از یه راه خیلی ساده خبربهشون بدی. نمی دونم تا حالا فیلم های قدیمی را دیدی؟ مامان خونه برای اینکه به بچه هاش که تو مزرعه هستن خبر بده غذا آماده است یه زنگوله را تکون می ده.
حالا تو باید چیکار کنی؟
مواد لازم برای یک داشتن یک خوراک پز (feed burner):
- یک عدد پست الکترونیک. یادته بهت گفتم بابا برات یه جی میل درست کنه تا تو راحت باشی. جی میلت الان به کارت میاد.
میری به آدرس www.feedburner.com
درست بزنی ها! نزنی فین!!!!
و در بخش یوزرنیم و پسورد، اطلاعات جی میلتو میدی. حالا یه صفحه برات باز میشه که در وسط صفحه چنین جمله ای هست:
Burn a feed right this instant.
تو باید آدرس وبلاگتو تو کادر زیر اون بنویسی. حواست باشه کنار این کادر یه مربع کوچولو هست که نوشته : من یک تولیدکننده پادکست هستم. در مربع تیک نزن. تا اینجا اگر OK بود دکمه NEXT را بزن و برو مرحله بعد.
در مرحله بعد تو عنوان وبلاگتو می بینی. و زیرش یه کادر دیگه هست که اسمی را که دلت می خواد می تونی به گاز پخت غذات بدی. مثلا مال من fbaroon.
باپایان این مرحله تو یه فید برای وبلاگت ساختی و یک آدرس داری که می تونی در قالب این شکل بالای وبلاگت زیر عکست قرار بدی تا همه بدونن که فید تو چیه؟ عکسهای مختلفی هست که من تو این آدرس برات می فرستم.
تو به این آدرس که مراجعه کنی تصاویر مختلف و زیبای زیادی را می بینی که می تونی انتخاب کنی.
http://www.smashingmagazine.com/2008/04/01/fresh-free-and-gorgeous-rssfeed-icons/

سعی کن این کارها را با بابا انجام بدی چون زبان انگلیسی اش قویه و می تونه کمکت کنه. چون در صفحه آخر فیدت چند تا منو هست که می تونه بهت کمک کنه مثلا یکیش برات کانتر می ذاره تو وبلاگت که چند نفر صدای زنگوله غذاتو شنیدن و اومدن پای سفره تو.
در نامه بعدی برات از میز غذاخوری می گم یا فید ریدرها و در نامه دهم از فرندفید که تو ازش خوشت اومده.
امیرپارسای نانازم سلام.
امروز باید به قولم وفا کنم. پس سریع می رم سر اصل مطلب.
قرار ما این بود که در مورد فید با هم صحبت کنیم.
بیاییم یه مثال بزنیم:
۱- تو صبح بلند می شی. بعد از صبحانه و بازی کردن و کلی کارهای دیگه.
۲- میری تو آشپزخونه و از مامان می پرسی: ناهار چی داریم؟
۳- مامان هم بهت جواب میده.
خوب.
فید یعنی چی؟
اول بگم فید یعنی غذا، خوراک. چرا چنین اسمی براش گذاشتن؟ برای اینکه من یا تو یا مامان یا بابا و کلا هر کسی که وبلاگ می نویسه داره یه چیزی که ما بهش می گیم محتوا تولید می کنه. حالا اگر بخواهیم شاخ و برگش بدیم می تونیم بگیم غذای روح.
اما این تعریف به چه درد ما می خوره؟؟
مثال بالا را دوباره بخون.
اگر تو بخواهی هر روز وقتی می شینی پشت کامپیوتر دونه دونه وبلاگهایی را که دوست داری باز کنی و بخونی وقت زیادی ازت گرفته میشه چون شاید کسی وبلاگشو به روز نکرده باشه یا به قول معروف هنوز غذا نپخته باشه. برای این کار چه می کنن؟ از فید استفاده می کنن.
حالا تو نامه بعدی نحوه ساختن فید را برات توضیح می دم. پس تا فردا……
امیرپارسای گلم سلام.
چقدر قشنگ، ساده و دوست داشتنی می نویسی.
تازه عکس هایت و ژست هایت هم تغییر کردن. قبول داری؟
ازت خواستم عکس های سفرتون به گراتس و همراهی تیم ملی فوتبال را برام بفرستی.
می دونی چرا؟
اینجوری یه تمرین هم در مورد جی میلت خواهی کرد. البته حتما با نظارت بابا این کار را انجام بده. اینجوری خیلی بهتره.
می خوام فردا اگه بشه طی نامه هفتم در مورد فید برات صحبت کنم.
پس تا فردا……
امیرپارسای گلم سلام.
امروز روز تولد من بود. صبح مامان زنگ زد و بهم تبریک گفت. گفت که تو رفتی کلاس زبان آلمانی!
چه شود؟ خدا به داد ما برسه که از این به بعد می خواهی باهامون آلمانی صحبت کنی. یادته پارسال که اومده بودم پیشتون مامان برامون کیک پخت و گفت تولد عمه تو و صدراست. حالا کو عمه ؟
به مامان گفتم تو که برای عمه نداشته صدرا و امیرپارسا کیک درست می کنی برای تولد فرشته جون هم درست کن دیگه.
حالا اگه درست کرد یه عکس مامانی برام بگیر و بفرست.
راستی من هنوز منتظرم تو برام کارت پستال بفرستی. این هم یه تکلیف اینترنتیه گلم.






