در روز جمعه به دنیا آمدم. یکی از همین روزهای جمعه که همه هموطنان ایرانی ام تا کمرکش آفتاب می خوابند. می گویند روزی که به دنیا آمدم مردم تا لنگ ظهر نخوابیدند. چون بر خلاف انتظارشان درست در روزی که من به دنیا آمدم خطر سیل تهران را تهدید کرده بود. روزی که به دنیا آمدم یعنی همان روز جمعه، قرار بوده گرمترین روز باشد. اما بارش باران این حدس را کمرنگ کرده است.
برای همین است که اینجا را بارون نام نهادم. که یادم باشد من در روز بارون به دنیا آمده ام. بارونی که دلپذیر است و زیبا. بارونی که خشمگین است و سیل آسا. بارونی که…..
نوشته شده توسط ۲ آبان, ۱۳۸۷ | نظرات (۱)







دی ۲۱, ۱۳۸۸ at ۹:۳۲ ب.ظ
به به