دلم نیومد. یعنی راستش اومد. اما نتونستم. تصمیمم جدیه. تصمیمم برای جدا شدن جدیه. به خدا راست می گم. اومدم اینجا. اومدم تا تمام نوشته هامو پاک کنم. که شروع کنم به روایت داستان دلم. نگاه کردم . تک تک نوشته ها و پست هامو خوندم. اما دیدم. نه. نمیشه. اصلا من آدم پاک کردن […]
اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۷ at ۲:۵۰ ب.ظ
خداست …….!!!! حالا این مبدا و مقصد رو کی تعیین میکنه؟؟؟ اسمایلی به حق چیزای ندیده و نشنیده
اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۷ at ۶:۴۴ ب.ظ
من هم موافقم! خداسسسسست! باریکآلله به این تیزبینی!
اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۷ at ۶:۳۴ ق.ظ
سلام,
تیزبینی شما جای تحسین دارد. واقعا کدام وصال…؟حجاب…؟
بدرود.
اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۷ at ۷:۵۱ ق.ظ
نه بابا…این منظورش اینه که اگه بتونی حجاب کسی رو کلهم ورداری می تونی …آره دیگه…به وصالش برسی!!!
اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۷ at ۶:۳۶ ق.ظ
آقا جان این نوشته روی یه اتوبوس تو شیراز هست که از ورزشگاه حجاب میبره به خیابان وصال