بایگانی برای خرداد, ۱۳۸۶

شاید این عکس بتواند بی حوصلگی های این چند وقت مرا جبران کند و …..

نوشته شده در شخصی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۸ خرداد, ۱۳۸۶     |     نظرات (۲)
از تنگنای محبس تاریکی/ وز منجلاب تیره این دنیا/ بانگ پر از نیاز مرا بشنو/ آه ای خدای قادر بی همتا.
خداوندا فقط تو آگاهی و تو می دانی که دست از غیر تو شسته ام. به ملکوت آسمانت نظر دوخته ام. برای بیان رازهای درونم گوشی شنواتر از تو نیافتم. و دوستی مهربانتر از تو پیدا نکردم. دوست دارم شانه به شانه هم راه برویم. بر تپه های تنهایی بنشینیم و من بگویم و تو بشنوی. آرام برایت نجوا کنم و تو با دست بادت موهایم را نوازش کنی و با قطرات بارانت برایم گریه کنی و با رنگین کمان هفت رنگت دلم را شاد سازی.
خدایا در پهنه دنیایی که برایمان ساختی از انسانیت رنگی و اثری نمانده است. چه انسانها که اکنون از گرسنگی و فقر کودکان خویش را به خواب وا می دارند. چه بسیار انسانهایی که در دام عفریت فقر گرفتار آمده اند و صبر از کف داده اند و عفت و عزت خویش را در هر بازاری به فروش گذاشته اند. چه بسیار انسانهایی که همچون زالو از شیشه عمر دیگران سیراب می شوند و پا بر گرده بندگانی می گذارند که خود قانون بردگی شان را پاره کرده اند.
خدایا، خدایا…. بارها شده است که دلم برایت تنگ شده، بارها دلم برای نگاهت، صدایت و نوازشهایت تنگ شده. دلم برای این همه ظلمی که در لحظه لحظه زمان ها شاهد و ناظر آن هستی می سوزد. دوست داشتی بندگانت در نهایت مهربانی و صلح با هم زندگی کنند و دم به دم شیطان درون خویش ندهند. اما انگار خدایا این آرزو برایت هر روز دست نیافتنی تر می شود. خدایا مباد امیدت به متحول شدن ما به احسن حالات ناامید گردد. و برای خوب شدن مان دعا نکنی. من نیز با تو ای خدای مهربانم دعا می کنم برای عاقبت به خیر شدن نسل انسانها. نسلی که همچون ققنوس از خاکستر ظلم ها و عداوت ها سر بر می آورد تا فقط و فقط صلح را دریابد و دوستی و شادی و مهر را.
دعایم را بپذیر و آن را به اجابت برسان، آمین.
عکاس: فاطمه رضایی

نوشته شده در یک عکس، یک برداشت

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۴ خرداد, ۱۳۸۶     |     نظرات (۴)
فقط و فقط یک عکس کافی است تا رابرت کاپا را به جا بیاوریم؛ عکس یک مرد تفنگ در دست که روی هوا پریده و به شهادت زیر نویس، عکس یک شبه نظامی جمهوری خواه در جنگ های اسپانیاست و عکاس درست لحظه کشته شدنش را تصویر کرده. کاپا ۹۴ سال پیش در بوداپست به دنیا آمد. عاشق این بود که نویسنده شود، اما از وقتی که در ۱۸ سالگی برای کار به آژانس عکسی در برلین رفت، سرنوشتش با تصویر رقم خورد. کاپا از جنگ های مختلف در قرن بیستم عکاسی کرد. با آن که او یکی از بی پرواترین عکاسان جنگ است می گویند به شدت و دقت به سر و وضعش می رسید و خوب می پوشید و خوب می گشت. کاپا آژانس عکاسی معتبر مگنوم را به همراه هانری کارتیه برسون و چند فوتوژورنالیست شاخص دیگر تاسیس کرد. گفته می شد که استیون اسپیلبرگ، فیلم ” نجات سرباز رایان” را براساس عکس های او ساخته است. خود این کارگردان بعدها در یک گفتگو این قضیه را تایید کرد:« کاپا بهترین عکاس جنگی بود. اگر به عکس هایش نگاه کنید، می بینید که هم واضح هستند، هم محو. در آن موقعیتی که او عکس می گرفته، نمی شده جور دیگری کار کرد. کم کم این وضوح و عدم وضوح به ویژگی کار او تبدیل شد و من هم موقعی که می خواستم نجات سرباز رایان را بسازم، فیلم را از دریچه دوربین عکاسی او دیدم. چیزی نیست که بشود توضیحش داد. یک حس است، یا متوجه می شویم، یا نمی شویم.»
کاپا در ۴ خرداد، ۲۵ می سال ۱۹۵۴ در هندوچین روی مین رفت و مرد. او درباره جنگ جهانی دوم گفته است:” این جنگ، مثل هنرپیشه زنی است که پیر شده؛ خوش عکسی اش کم و کمتر می شود و خطرناک بودنش بیشتر و بیشتر”.

نوشته شده در بزرگان عکاسی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۴ خرداد, ۱۳۸۶     |     نظرات (۰)

از طریق وبگذر یک نظرسنجی در گوشه سمت سمت راست وبلاگ قرار دادم. اگر دوست داشتید در این نظر سنجی شرکت نمایید.
ممنون

نوشته شده در شخصی, یک برداشت

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۸۶     |     نظرات (۱)
سه شنبه شب از شبکه چهار سیما و در مستند۴ برنامه ای پخش شد با نام ” عکاس جنگ”. در این برنامه به فعالیت ها و عکس های Nachtwey James پرداخته شده بود.
برنامه پخش شده از شبکه ۴ مرا برآن داشت تا در مورد این عکاس در اینترنت به جستجو بپردازم و نوشته زیر حاصل این جستجو می باشد:
جیمز نکوی در ۱۹۴۸ در نیویورک متولد شد. او را می توان یک فتوژورنالیست آمریکایی و عکاس جنگ نیز نامید. در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۰ در کالج Dartmouth College به تحصیل مشغول شد و سپس تحصیلات تکمیلی خود را در رشته تاریخ هنر و علوم سیاسی به پایان رسانید. او برای اولین بار در خلال جنگ ویتنام دوربین به دست گرفت. پس از جنگ به کارهای زیادی رو آورد اما همیشه یکی از علایق خود را عکاسی می داند.
نکوی اولین کار عکاسی خود را در سال ۱۹۷۶ برای روزنامه نیومکزیکو انجام داد. در سال ۱۹۸۰ به نیویورک رفت و عضو انجمن عکاسان آزاد گردید. در سال ۱۹۸۱ به ایرلند سفر کرد تا بتواند از این کشور و مبارزات مردم آن علیه انگلیس عکس تهیه کند. بیشتر عکس های نکوی را موضوعات اجتماعی تشکیل می دهند. او به کشورهای بسیاری چون آفریقای جنوبی، آمریکای لاتین، روسیه و اروپای شرقی سفر کرد تا چهره کریه جنگ را به جهانیان نشان دهد. عکس های او از کشور اندونزی نیز نشاندهنده آلودگی هایی است که کارگران در اثر استنشاق گازهای سمی دچار آن می شوند.
سپس او به عراق رفت تا عکاس جنگ عراق و آمریکا باشد و اکنون او عکاس روزنامه Times است. فعالیتهای او در مورد بیماری ایدز و فاجعه تسونامی و فقر و گرسنگی مردم آفریقا و علی الخصوص اتیوپی که با رنگ مایه سیاه و سفید گرفته شده، انسان را به تفکر و تعمق وا می دارد.
در عکس های او می توانید چهره انسان را غمزده تر از هر زمان دیگر بیابید. تنهایی و بی کسی، نفرت و خونریزی و جنگ همه و همه ما را به این اندیشه سوق می دهد که چه زمانی ناقوس صلح از کلیساها شنیده خواهد شد و کبوتران سپید بال دوستی و شفقت از ماذنه ها به پرواز در خواهند آمد؟نکوی در سالهای ۱۹۸۳و ۱۹۸۴و ۱۹۸۶و ۱۹۹۴و ۱۹۹۸ برنده جایزه رابرت کاپا گردیده است. در سال ۲۰۰۱ لقب “عکاس جنگ” را به خود اختصاص داد و در سال ۲۰۰۶ موفق به دریافت جایزه ۲۵۰ هزار دلاری موسسه Heinz گردید.

نوشته شده در بزرگان عکاسی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۲۸ اردیبهشت, ۱۳۸۶     |     نظرات (۱)