بایگانی برای فروردین, ۱۳۸۶
شما از زمانی که صبح از خواب بر می خیزید تا شب هنگام به طور مداوم در حال احساس و ادراک اطراف خود هستید.
تا همین الان چیزهای زیادی شنیده اید، لمس کرده اید، بوئیده اید یا چشیده اید. حال به این سوال به دقت جواب دهید:بوی سوختن چوب شدیدتر است یا لاستیک؟
نوشته شده در اجتماعی
نوشته شده توسط ۲۳ فروردین, ۱۳۸۶ | نظرات (۰)
جناب پیمان عزیز، لطف می کنید عکسی را که در کامنت یکی از پستها برایم گذاشته بودید دوباره ارسال کنید.
پ.ن: راستی من در اینجا هم در مورد عکاسی می نویسم. دوست داشتید به آن هم سر بزنید.
نوشته شده در شخصی
نوشته شده توسط ۲۲ فروردین, ۱۳۸۶ | نظرات (۱)
امروز روز خوبی برای من نبود. گفتم ننویسم روز بد، که هیچکدام از نعمت های خدا بد نمی شود. روزی پر از تنش و استرس، اما باز هم پر از فعالیت و جنب و جوش. روزی سخت. دلم می خواست این پست را جور دیگری شروع می کردم. تصمیم داشتم امروز در اینجا به معرفی یکی از بزرگان عکاسی بپردازم، اما وقتی به counter وبلاگم توجه کردم متوجه شدم که یک سیر صعودی از دیروز تا امروز در خوانندگان وبلاگ پیش آمده است. ابتدا احتمالات دیگر را بررسی کردم اما وقتی به لینک هایی که مراجعه کنندگان از طریق آن به زیر بارون آمده اند توجه کردم متوجه یک ضد تبلیغ شدم. همین جا از سردبیر سایت foto.ir تشکر می کنم که به نحو بسیار موثری وبلاگ مرا تبلیغ کردند و مراجعه کنندگان آن را افزون. اما در اینجا باید چند مساله را به ایشان گوشزد کنم. برای این منظور باید به سوالات زیر پاسخ دهم.
چرا به عکاسی علاقه مند شدم؟
همه دوستانم که با من از نزدیک ارتباط دارند نیک می دانند که فاطمه (فرشته) جعفری مینیاتوریست و تذهیب کار است و در این راه در محضر استادان سرکار خانم مژده شیرازی و جناب آقای حسین کاشیان تحصیل کرده است. و مدت کوتاهی را در محضر استاد مجید مهرگان قلم در وادی تذهیب گذاشتم. درست است که هیچگاه جرات برپایی نمایشگاه انفرادی را نداشتم، اما آثارم در بسیاری از تابلو های مینیاتور مشهود است. با این وصف روزی را یاد ندارم که قلم و دفتر دستم باشد و تمرین نقاشی نکرده باشم. با این همه هر چقدر در به تصویر کشیدن انسان و چهره و رقص و حالت و فرم بدن انسان تبحر دارم در طبیعت ضعیف هستم. به توصیه استادم خانم شیرازی به عکاسی روی آوردم. همیشه مشکلم این بود که دوربینی که چپ دست باشد و سبک ، وجود ندارد. تا اینکه وب کم خریدم و با آن عکس می گرفتم. البته بعدها دوربین ام ارتقا یافتند و اکنون از انتخاب چنین هنری خوشحالم. هیچکس مرا به عکاسی علاقه مند نساخت جز خودم. چرا که تمام نزدیکانم و حتی مادرم از اینکه یکباره تمام وسایل نقاشی ام را جمع کردم و دو دستی به دوربینم چسبیدم اظهار ناراحتی کردند. همه مینیاتور را هنر می دانند نه عکاسی را.
چرا به سایت foto.ir آمدم و چرا حذف شدم؟
هنر مینیاتور و نقاشی به من آموختند که خوب نگاه کردن را چگونه باید انجام دهم. و هنر تذهیب ظریف دیدن را به من آموخت. هنر معرق را که زیر نظر استاد مهران امیر اینانلو آموختم یاد گرفتم رنگ های متفاوت را چگونه باید از دل چوب بیرون آورم. به نظرم عکاسی هنر خوب و به کمال دیدن است. ما در فارسی برای یک واژه نگاه کردن کلی ترکیبات و واژه های مختلف داریم پس چرا در عکاسی فقط باید به یکی توجه کنیم. با خرید وب کم با دنیای عکس هم آشنا شدم. و در صندوقچه اینترنتم سایت ها و وبلاگ های بیشمار عکاسی وجود دارند. در عکس بلاگ عضو شدم. اما وقتی عکس های ضعیفم با کم توجهی مواجه شد به سراغ وبلاگ های عکاسی رفتم و عکس هایشان را در عکس بلاگ قرار دادم. با این کار تا مرحله عضو نقره ای شدن هم پیش رفتم. با از کار افتادن عکس بلاگ در fotopage و pbase هم عضو شدم. تا اینکه سایت foto.ir به وجود آمد. منکر این قضیه نیستم که با تکرار اشتباهاتم در قرار دادن عکس های دیگران بارها از سایت حذف شدم. اما جناب سردبیر لازم است بگویم چرا بار آخر از سایت به قول خودتان لعنتی تان حذف شدم یا نه؟ بگویم…….
جناب کاوه هندی زاده اشاره ظریف و خوبی در این مورد در وبلاگشان داشتند که کسی متوجه آن نشد. برای من و خیلی های دیگر بودن یا نبودن در سایت شما دیگر اهمیت خود را از دست داده است. چرا؟ در پشت قرار دادن عکس در سایت شما احترام به حرمت ها و پاس نگاه داشتن حریم خصوصی افراد مهم بود. و گرنه این همه سایت برای ساختن آلبوم های پر افتخار عکاسی. یکبار به خود شما گوشزد کردم که می خواهم این همه مدال افتخاری را که به سینه زده ام بیرون بریزم. ببینم می توانم نفسم را، غرورم و خودخواهی هایم را قربانی کنم.
در وبلاگی که مال من بود و من به اشتباه پسوردم را در اختیارتان قرار دادم خیلی چیزها از زبان من نوشته اید. راستش را بگویم؟ خیلی خیلی خندیدم. روز خسته کننده مرا با اینکارتان به شادی تبدیل کردید.
برای دوستانی که این پست را می خوانند باید عرض کنم که من قبلا وبلاگی در بلاگفا داشتم که لینک آن در سایت عکاسی و سایت شخصی حسن سربخشیان موجود است. با یک اشتباه پسوردم را به سردبیر سایت فوتو دادم و ایشان پس از حذف من از سایت در آن فتوبلاگ تمام نوشته هایم را پاک کردند و برای عنوان وبلاگ واژه “خن یی” را انتخاب کردند که نمی دانم به چه معنا بود. بارها برای حسن سربخشیان نامه نوشتم که لطفا لینک مرا از سایت تان بردارید و من دیگر آن وبلاگ را ندارم که ترتیب اثر داده نشد. تا امروز که متوجه لطف سردبیر سایت فوتو شدم.
ایشان انگار فراموش کرده اند که تالار گفتگویی هم در سایتشان دارند. اگر فراموش کرده اند یادآوری کنم که در فوریه سال گذشته ۱۳۸ مطلب در این تالار قرار داده شده است. اگر به آمار تالار توجه کنید می بینید که تنها همان یک ماه اعضای آن موقع سایت در تالار فعالیت گسترده ای داشتند. نام من از پدیدآورندگان موضوع و فعالترین کاربر و خیلی جاهای دیگر حذف شده اما مطالبم هنوز هستند. فقط کافی است یک گشت و گذار ساده در این تالار داشته باشید. این را گفتم که ننویسید با کمک حسن سربخشیان به عکاسی علاقه مند شدم و در ب
ارون مطالب مفید عکاسی را می نویسم. من قبلا هم اینکار را در تالار گفتگوی سایت فوتو انجام داده بودم.
یادم هست که در آخرین پستم در تالار گفتگوی سایت فوتو نوشتم: خوب دوستان، من هم حذف شدم. اما مهم نیست. من وبلاگم را دارم.
الان هم با صراحت می گویم که ” من وبلاگم را دارم”.
آیا حذف آخرینم هم به خاطر قرار دادن عکس دیگران بود؟
نه. به هیچ وجه چنین نبود. جناب سردبیر هنوز در فهم واژه ” انسداد اجتماعی” دچار مشکل هستید.
آیا در آینده هم به عکاسی ادامه خواهم داد؟
یک بار برای دوست خوبم جناب علی داریانی گفتم: هنر مینیاتور مرا در اتاق محبوس می کرد و عکاسی مرا میان مردم برد.
به عکاسی ادامه می دهم. به وبلاگ نویسی در مورد هنر عکاسی هم همین طور. من به راه اندازی یک سایت آموزش عکاسی نمی اندیشم، اگر هم روزی یک مجله الکترونیکی درباره عکاسی برپا کنم آن را نتیجه توکل به خدا می دانم.
چرا به عکاسی علاقه مند شدم؟
همه دوستانم که با من از نزدیک ارتباط دارند نیک می دانند که فاطمه (فرشته) جعفری مینیاتوریست و تذهیب کار است و در این راه در محضر استادان سرکار خانم مژده شیرازی و جناب آقای حسین کاشیان تحصیل کرده است. و مدت کوتاهی را در محضر استاد مجید مهرگان قلم در وادی تذهیب گذاشتم. درست است که هیچگاه جرات برپایی نمایشگاه انفرادی را نداشتم، اما آثارم در بسیاری از تابلو های مینیاتور مشهود است. با این وصف روزی را یاد ندارم که قلم و دفتر دستم باشد و تمرین نقاشی نکرده باشم. با این همه هر چقدر در به تصویر کشیدن انسان و چهره و رقص و حالت و فرم بدن انسان تبحر دارم در طبیعت ضعیف هستم. به توصیه استادم خانم شیرازی به عکاسی روی آوردم. همیشه مشکلم این بود که دوربینی که چپ دست باشد و سبک ، وجود ندارد. تا اینکه وب کم خریدم و با آن عکس می گرفتم. البته بعدها دوربین ام ارتقا یافتند و اکنون از انتخاب چنین هنری خوشحالم. هیچکس مرا به عکاسی علاقه مند نساخت جز خودم. چرا که تمام نزدیکانم و حتی مادرم از اینکه یکباره تمام وسایل نقاشی ام را جمع کردم و دو دستی به دوربینم چسبیدم اظهار ناراحتی کردند. همه مینیاتور را هنر می دانند نه عکاسی را.
چرا به سایت foto.ir آمدم و چرا حذف شدم؟
هنر مینیاتور و نقاشی به من آموختند که خوب نگاه کردن را چگونه باید انجام دهم. و هنر تذهیب ظریف دیدن را به من آموخت. هنر معرق را که زیر نظر استاد مهران امیر اینانلو آموختم یاد گرفتم رنگ های متفاوت را چگونه باید از دل چوب بیرون آورم. به نظرم عکاسی هنر خوب و به کمال دیدن است. ما در فارسی برای یک واژه نگاه کردن کلی ترکیبات و واژه های مختلف داریم پس چرا در عکاسی فقط باید به یکی توجه کنیم. با خرید وب کم با دنیای عکس هم آشنا شدم. و در صندوقچه اینترنتم سایت ها و وبلاگ های بیشمار عکاسی وجود دارند. در عکس بلاگ عضو شدم. اما وقتی عکس های ضعیفم با کم توجهی مواجه شد به سراغ وبلاگ های عکاسی رفتم و عکس هایشان را در عکس بلاگ قرار دادم. با این کار تا مرحله عضو نقره ای شدن هم پیش رفتم. با از کار افتادن عکس بلاگ در fotopage و pbase هم عضو شدم. تا اینکه سایت foto.ir به وجود آمد. منکر این قضیه نیستم که با تکرار اشتباهاتم در قرار دادن عکس های دیگران بارها از سایت حذف شدم. اما جناب سردبیر لازم است بگویم چرا بار آخر از سایت به قول خودتان لعنتی تان حذف شدم یا نه؟ بگویم…….
جناب کاوه هندی زاده اشاره ظریف و خوبی در این مورد در وبلاگشان داشتند که کسی متوجه آن نشد. برای من و خیلی های دیگر بودن یا نبودن در سایت شما دیگر اهمیت خود را از دست داده است. چرا؟ در پشت قرار دادن عکس در سایت شما احترام به حرمت ها و پاس نگاه داشتن حریم خصوصی افراد مهم بود. و گرنه این همه سایت برای ساختن آلبوم های پر افتخار عکاسی. یکبار به خود شما گوشزد کردم که می خواهم این همه مدال افتخاری را که به سینه زده ام بیرون بریزم. ببینم می توانم نفسم را، غرورم و خودخواهی هایم را قربانی کنم.
در وبلاگی که مال من بود و من به اشتباه پسوردم را در اختیارتان قرار دادم خیلی چیزها از زبان من نوشته اید. راستش را بگویم؟ خیلی خیلی خندیدم. روز خسته کننده مرا با اینکارتان به شادی تبدیل کردید.
برای دوستانی که این پست را می خوانند باید عرض کنم که من قبلا وبلاگی در بلاگفا داشتم که لینک آن در سایت عکاسی و سایت شخصی حسن سربخشیان موجود است. با یک اشتباه پسوردم را به سردبیر سایت فوتو دادم و ایشان پس از حذف من از سایت در آن فتوبلاگ تمام نوشته هایم را پاک کردند و برای عنوان وبلاگ واژه “خن یی” را انتخاب کردند که نمی دانم به چه معنا بود. بارها برای حسن سربخشیان نامه نوشتم که لطفا لینک مرا از سایت تان بردارید و من دیگر آن وبلاگ را ندارم که ترتیب اثر داده نشد. تا امروز که متوجه لطف سردبیر سایت فوتو شدم.
ایشان انگار فراموش کرده اند که تالار گفتگویی هم در سایتشان دارند. اگر فراموش کرده اند یادآوری کنم که در فوریه سال گذشته ۱۳۸ مطلب در این تالار قرار داده شده است. اگر به آمار تالار توجه کنید می بینید که تنها همان یک ماه اعضای آن موقع سایت در تالار فعالیت گسترده ای داشتند. نام من از پدیدآورندگان موضوع و فعالترین کاربر و خیلی جاهای دیگر حذف شده اما مطالبم هنوز هستند. فقط کافی است یک گشت و گذار ساده در این تالار داشته باشید. این را گفتم که ننویسید با کمک حسن سربخشیان به عکاسی علاقه مند شدم و در ب
ارون مطالب مفید عکاسی را می نویسم. من قبلا هم اینکار را در تالار گفتگوی سایت فوتو انجام داده بودم.
یادم هست که در آخرین پستم در تالار گفتگوی سایت فوتو نوشتم: خوب دوستان، من هم حذف شدم. اما مهم نیست. من وبلاگم را دارم.
الان هم با صراحت می گویم که ” من وبلاگم را دارم”.
آیا حذف آخرینم هم به خاطر قرار دادن عکس دیگران بود؟
نه. به هیچ وجه چنین نبود. جناب سردبیر هنوز در فهم واژه ” انسداد اجتماعی” دچار مشکل هستید.
آیا در آینده هم به عکاسی ادامه خواهم داد؟
یک بار برای دوست خوبم جناب علی داریانی گفتم: هنر مینیاتور مرا در اتاق محبوس می کرد و عکاسی مرا میان مردم برد.
به عکاسی ادامه می دهم. به وبلاگ نویسی در مورد هنر عکاسی هم همین طور. من به راه اندازی یک سایت آموزش عکاسی نمی اندیشم، اگر هم روزی یک مجله الکترونیکی درباره عکاسی برپا کنم آن را نتیجه توکل به خدا می دانم.
نوشته شده در اجتماعی
نوشته شده توسط ۲۱ فروردین, ۱۳۸۶ | نظرات (۳)
دیدم چند روزی است که دوستان از من می خواهند عکس هایم را در اینجا قرار دهم، پس با این وضعیت اینترنت که بیشتر از این به من راه نمی دهد دو تا از عکس هایم را که ۱۵ فروردین گرفتم در اینجا قرار می دهم. اگر دوست داشتید نقدم کنید، اگر دوست نداشتید هم اصرار نمی کنم.
نوشته شده در آلبوم من
نوشته شده توسط ۱۸ فروردین, ۱۳۸۶ | نظرات (۵)
پ.ن۱: دلم برای نوشتن تنگ شده بود.
پ.ن ۲: اگر از من بپرسند بهترین اکستنشن فایرفاکس کدام است؟ بدون هیچ فکری جواب میدهم:stumble . هر نوع کلمه ای را جستجو کنید در بخش photography بهترین سایت ها و وبلاگ ها را برایتان معرفی خواهد کرد.
پ. ن ۳: اگر خواهان سایتی هستید که راحت بتوانید در آن عضو شویدبهتر است به این سایت سری بزنید. حداقل امتیازی که این سایت دارد این است که می توانید یک مجموعه عکس در آن آپلود کنید. و اگر خواهان آموختن عکاسی هستید و مدعی نیستید که با قرار دادن عکس می توان کلی مطلب آموزنده آموخت، در این سایت به گشت و گذار بپردازید. توصیه آخر اینکه اگر علاقه مند به عکاسی از پرندگان هستید، به تالار پرندگان مراجعه کنید، در آن عضو شوید و از تجربیات دیگران بیشترین استفاده را ببرید.
راستی! اگر خواهان نشستن سر کلاس عکاسی هستید به این کلاس مراجعه کنید، که ده ها درس عکاسی را به طور رایگان در اختیارتان قرار داده است. پس از اینکه تمام مطالب موجود در سایت را آموختید، برای درس هایی که از طریق e-mail برای شما ارسال می شود، ثبت نام کنید. درس ها جنبه عمومی دارد و لازم نیست که شما حتما دوربین الیمپوس داشته باشید.
پ.ن ۲: اگر از من بپرسند بهترین اکستنشن فایرفاکس کدام است؟ بدون هیچ فکری جواب میدهم:stumble . هر نوع کلمه ای را جستجو کنید در بخش photography بهترین سایت ها و وبلاگ ها را برایتان معرفی خواهد کرد.
پ. ن ۳: اگر خواهان سایتی هستید که راحت بتوانید در آن عضو شویدبهتر است به این سایت سری بزنید. حداقل امتیازی که این سایت دارد این است که می توانید یک مجموعه عکس در آن آپلود کنید. و اگر خواهان آموختن عکاسی هستید و مدعی نیستید که با قرار دادن عکس می توان کلی مطلب آموزنده آموخت، در این سایت به گشت و گذار بپردازید. توصیه آخر اینکه اگر علاقه مند به عکاسی از پرندگان هستید، به تالار پرندگان مراجعه کنید، در آن عضو شوید و از تجربیات دیگران بیشترین استفاده را ببرید.
راستی! اگر خواهان نشستن سر کلاس عکاسی هستید به این کلاس مراجعه کنید، که ده ها درس عکاسی را به طور رایگان در اختیارتان قرار داده است. پس از اینکه تمام مطالب موجود در سایت را آموختید، برای درس هایی که از طریق e-mail برای شما ارسال می شود، ثبت نام کنید. درس ها جنبه عمومی دارد و لازم نیست که شما حتما دوربین الیمپوس داشته باشید.
نوشته شده در معرفی
نوشته شده توسط ۱۵ فروردین, ۱۳۸۶ | نظرات (۲)








