جمشید بایرامی
” بچه که بودم مادرم به من می گفت: رو به قبله نماز بخوان. پرسیدم: قبله کجاست؟ گفت: خانه خداست، خیلی دور است.فکر کردم ته دنیاست.رفتمدیدم خیلی هم دور نیستهمین نزدیکی هاست.شاید مادرم می خواست بگویداز هرجا راه بیفتیآخرش می رسی به خدادر چند قدمی خانه خدابه خودم گفتماین هم خانه خداپس خودش کجاست؟رنگ ها [...]
» باقی این نوشته را بخوانید ...





