حالا که جو جدید بازی شب یلدا شروع شده باید یک مسئله را اعتراف کنم. پریروز که داشتم مطلب آچار فرانسه که ارادت خاصی به ایشان دارم می خواندم زیاد دلم نمی خواست که در این بازی شرکت کنم. توجیه ام این بود که این بازی احتمالا مخصوص بزرگان است.
اما وقتی دیروز در وبلاگ گروهی دو در دو مطلب پیمان را خواندم که اتفاقا ارادت ویژه ای به پست هایم در وبلاگ گروهی دو در دو دارد پیش خودم گفتم: ” شود آیا که من را در این بازی راه بدهند؟ ” بعد در ذهنم مرور کردم ببینم کسی هست که بخواهد مرا دعوت کند. به هیچ نتیجه ای نرسیدم.
تا اینکه دیشب وقتی از دانشگاه برگشتم و با یک لیوان چای داغ پشت کامپیوتر نشستم و یک کامنت برای جناب شریفی گذاشتم و به سراغ وبلاگ خودم رفتم تازه کشف کردم که ندای عزیز مرا به بازی دعوت کرده است.
اول از همه از ندای خوبم که امیدوارم روزی ملکه زیبایی ایران شود تشکر می کنم و بعد به سراغ بازی می روم. فکر کنم قانون این بازی اینگونه است که از چیزهایی که کمتر کسی از آنها مطلع است بنویسم. بعد تصمیم گرفتم در دو دفتر یکی سیاه و یکی سپید بنویسم. راستی وقتی خواستید دفتر سفید را بخوانید لطفا روی مطالب را select کنید تا قابل دید باشد:
دفتر سیاه:
۱- از اینکه دو تا اسم دارم خیلی خوشحالم و خدا را شکر می کنم. یکی از اسمهایم فاطمه است و دیگری فرشته. می دانید کجا کیفش بیشتر است؟ زمان کنکور وقتی مدل به مدل دوستان و آشنایان زنگ می زدند تا تبریک بگویند یکی فبولی در رشته پزشکی را تبریک می گفت، دیگری فیزیوتراپی و یا مهندسی کشاورزی آنهم از نوع گیاهپزشکی. یکی با نام فرشته اسمم را دیده بود یکی با فاطمه. یکی پسوند برای فامیلی ام گذاشته بود و یکی با شماره شناسنامه.
۲- در کل صورتم از چشمانم خیلی خوشم می اید و کلی قربان خودم می شوم بابت چشمانم. البته نه فقط به خاطر آنها. یکی از خصایصم این است که اگر برای همه ” یک نظر حلال است” برای من همان یک نظر هم حرام می شود، چون یک بار به طرف مقابلم نگاه می کنم چنان دقیق نگاه می کنم که تمام جزئیات چهره اش در ذهنم باقی می ماند. دختر چشم چرانی نیستم. اما چون هنر اصلی ام مینیاتور یا به قول استادم نگارگری ایرانی است، دیدن و نگریستن و نگاه کردن برایم واژه های متفاوتی تعریف شده اند. هرچند همه شان یک عمل باشند.
۳- از اینکه خط و به قولی خوشنویسی خوبم است و نستعلیق و شکسته را به خوبی و مهارت می نویسم بدم می اید. چون هرجا که متوجه می شوند خطم زیباست هرچه نوشتنی است سرم می ریزند. راستی یادم آمد هرچه ذوق نویسندگی و خطاطی و نقاشی دارم عوضش جانم را بگیرند بهتر است از اینکه بگویند یک خط شعر بگو.
۴- بیشتر اوقات فیلم های سینمایی را گوش می کنم تا ببینم. چون در زمان فیلم دیدن یا دارم کتاب می خوانم یا پشت کامپیوتر هستم. البته فیلم های سینما یک، سینما و ماورا، سینما چهار، سریال پرستاران را از دست نخواهم داد. در کل آدمی هستم با این چهار مشخصه: خوره کتاب، دختری با شلوار قلم مویی و زنده باد کامپیوتر و اینترنت و چهارمی اش هم یادم نیست.
۵- زیاد اهل خوردن نیستم. با این حال از چند غذا متنفرم: خوراک لوبیا از آنهایی که لوبیا سبز دارد. خورش کرفس، طاس کباب .
دفتر سفید:
۶- از سعدی به شدت بدم می آید( این تیتربود) وقتی به عکسش نگاه می کنم و چشمانم به چشمانش می افتد احساس می کنم دور از جان شما!!! بلا نسبت شما!!! چشمان هیزی دارد. یک مقدار معتنابهی هم دچار خود شیفتگی است:
برو خوشه چین باش سعدی صفت
۷- از رشته مدیریت و هر نامی که با “مدیریت” شروع شود بیزارم. این احساس را هم از طریق رئیس عتیقه ام بدست آورده ام که با ترفندهای مختلف مرا اذیت می کند.
۸- از اینکه کاری را که در آن وارد هستم دوباره برایم توضیح دهند به شدت بدم می آید.
۹- از اخبار در هر ساعتش بدم می آید: اخبار ساعت ۹ صبح، اخبار ساعت ۱۴، اخبار ساعت ۱۹، اخبار۸:۳۰، اخبار ساعت۲۱، اخبار ساعت۲۲، اخبار ۲۲:۳۰٫ من نمی دانم باباها خسته نشدند اینقدر اخبار تکراری را گوش کردند و دیدند. تا به حال کجای دنیا را به یکی از این باباها دو دستی تقدیم کرده اند؟ اگر شما خبری در این مورد یافتید مرا بی خبر نگذارید.
۱۰- به جای اینکه از حیوانات بدم بیاید یا بترسم یا چندشم شود، از انسانهای بی شعوری که مخل آرامشم هستند و روی مخم مستقیم رژه می روند بدم می آید، از انسانهایی که برایم مکر و حیله می کنند می ترسم، از آدم هایی که بیشرمانه عیب و اشکال و ایرادم را به رخم می کشند چندشم می شود.

فکر کنم کوپن من هم تمام شد. اما فکر کردن به بدی ها در ذهنم تا مدتها باقی خواهد ماند. اینکه چه چیزهایی می تواند ناراحت، غمگین، عصبانی و تنهایم کند.
با این حال من هم با رعایت قانون بازی ۵ نفر را دعوت می کنم: علی داریانی، افشین معماریان، آرتین زمان، نیما جهانشاهی و جناب آرش شریفی.
تو را به خدا از دست من دلخور نشوید. ماشین هجده چرخ وبلاگ بابک خان هندی زاده که رفته تو دره. پرنیان هم که مدتهاست وبلاگ نویسی را رها کرده و …….

نوشته شده در عمومی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۳ دی, ۱۳۸۵     |     نظرات (۵)
جدول Levels امکان بازبینی فوری کیفیت تصویر را فراهم می سازد که می تواند نشانه ای برای نیاز به اسکن کردن و یا گرفتن دوباره عکس باشد.
اگر دیاگرام دارای شیب های ملایم بوده و برآمدگی های آن کمابیش یکنواخت باشند، تصویر دارای نور مناسب بوده و یا به خوبی اسکن شده است.
اگر جدول بیشتر مقادیر پایین را نشان بدهد( به طرف چپ سنگینی کند) تصویر کلا تیره و یا Low-key است. اگر اکثر مقادیر بالا باشند( جدول به سمت راست سنگینی کند) آنگاه تصویر روشن و یا High-key است. به یاد داشته باشید که این نتایج الزاما نشانه نامطلوب بودن تصویر نخواهند بود.
اگر جدول دارای میله تیزی در یکی از طرفین طیف بوده و ضمنا مقادیر دیگر در جدول بسیار پایین باشند، آنگاه عکس به احتمال زیاد هنگام گرفتن، به مقدار بیشتر و یا کمتر از حد مناسب در معرض نور قرار گرفته است.
اگر جدول دارای چندین میله عمودی باریک باشد، تصویر از نظر رنگ بسیار کم جان بوده و یا به فرمت Indexed است. اصلاح چنین تصویری ممکن است به نتایجی غیر منتظره بیانجامد.
یک جدول شانه مانند اشاره به کیفیت بد تصویر همراه با کمبود مقادیر رنگ مایه ها و پیکسل هایی با مقادیری مشابه دارد.

نوشته شده در نور در عکاسی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۲ دی, ۱۳۸۵     |     نظرات (۱)
روند تعیین مقدار نور مورد نیاز برای دستیابی به نتیجه مورد دلخواه، توسط فیلم یا حسگر، نورسنجی نامیده می شود. بر خلاف دوربین های فیلمی، دوربین های دیجیتال قادرند که درجه حساسیت(ISO) را به سرعت، بدون هزینه و جداگانه برای هر کادر تنظیم کنند. این کار در دوربین های معمولی علاوه بر نیاز به تمام کردن حلقه فیلم و یا رها کردن نیمه کاره آن برای تعویض با یک فیلم با حساسیت متفاوت، هزینه بالایی را، بخصوص برای فیلمهای دارای حساسیت بسیار بالا و یا بسیار پایین، از عکاس طلب می کند.
برای رسیدن به نتیجه مطلوب، باید درجه حساسیت را با دقت بر روی دوربین تنظیم نمود. توجه به این نکته، از هدر رفتن وقت و انرژی تان برای اصلاح آن با نرم افزار در مراحل بعد جلوگیری می کند.
سیستم های نورسنجی
برای تعیین نوردهی مناسب برای عکس، دوربین مقدار نور انعکاس یافته از صحنه را اندازه گیری می کند. در ساده ترین روش، دوربین نور ساطع شده از میدان دید را به عنوان یک کل اندازه می گیرد. این سیستم در بعضی از نورسنج های دستی و دروبین های قدیمی تک عدسی انعکاسی وجود دارد.
بسیاری از دوربین های امروزی، از جمله دوربین های دیجیتال، از روش نورسنجی مرکزی استفاده می کنند. در این شیوه نیز نور انعکاس یافته از تمام کادر ثبت می گردد، اما به نورهای بخش مرکزی تصویر بهای بیشتری داده می شود( این ناحیه در منظره یاب دوربین مشخص شده است). با این روش می توان به قدری پیش رفت که دوربین نور دریافت شده از بیشتر موضوع را نادیده گرفته و فقط به نور دریافتی از قسمت مرکزی اکتفا کند. مقدار این ناحیه می تواند تا ۵ درصد کل مساحت تصویر هم کاهش یابد. این حالت خاص در روش نورسنجی مرکزی اصطلاحا نورسنجی نقطه ای(spot metering) نام دارد و دقیق ترین روش نورسنجی برای کارهای حساس است.
یک سیستم بسیار پیچیده تر، تمام صحنه را به محدوده های مساوی تقسیم کرده و هرکدام را جداگانه ارزیابی می کند. این سیستم نورسنجی که اصطلاحا روش “ارزیابی” (evaluative) یا matrix نامیده می شود، حتی در شرایط نوری فوق العاده پیچیده و غیر معمول نیز قادر است نور را با دقتی بسیار بالا اندازه گیری کند.
با وجود خوب تا عالی بودن تمامی سیستم های اندازه گیری نور، هیچ کدام از این روش ها کامل نیستند. در دنیای عکاسی مواقعی پیش می آید که حتی پیشرفته ترین سیستم های خودکار نیز به دست کمکی از جانب عکاس نیاز پیدا می کنند، مخصوصا در شرایطی که هدف عکاس از به تصویر کشیدن صحنه، بیشتر جنبه شخصی داشته باشد تا ثبت “نور صحیح”.

پ.ن: برای دو روز دیگر یک برنامه ویژه دارم که الان نمی توانم از جزئیات آن چیزی بگویم. پس تا پنجشنبه.

نوشته شده در نور در عکاسی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۲۹ آذر, ۱۳۸۵     |     نظرات (۰)
  • تفسیر درست رنگ ها در تصاویر به عوامل مختلفی بستگی دارد که یکی از آنها اطمینان از همخوانی بین دوربین و منابع نور است.
    مشکل
    تصاویر گرفته شده در داخل ساختمان ها به شکلی غیر طبیعی دارای ته رنگ نارنجی یا زرد هستند. مشکل ته رنگ های نادرست، برای بعضی از تصاویر گرفته شده در فضای باز به گونه دیگری اتفاق می افتد: در این عکس ها ته رنگ های آبی به شکلی غیر طبیعی سرد جلوه می کنند. در شرایط دیگر، تصاویر گرفته شده در زیر نور لامپ های فلورسنت کلا سبز به نظر می رسند. رفع این قبیل مشکلات در صحنه های روشن شده با ترکیبی از نورهای طبیعی و مصنوعی مشکل است: اگر نور نارنجی ساطع شده از لامپ را با استفاده از فیلتر آبی و یا فیلم تنگستن جبران کنید، آنگاه نور دریافتی از پنجره بسیار آبی به نظر خواهند رسید، و اگر نور سرد دریافتی از پنجره را اصلاح کنید، آنوقت نور لامپ بسیار نارنجی ظاهر خواهد شد.
    تحلیل
    تمامی سیستم های ثبت تصویر، خواه آنالوگ و خواه دیجیتال، فرض می کنند که نور موجود در صحنه دارای طیف کامل رنگ است. حال اگر این طیف کامل نباشد و یا قسمتی از طیف از بقیه طول موج های نور قوی تر باشد، آنگاه هر موضوع مورد تابش در صحنه تحت تاثیر قوی ترین رنگ این نور قرار خواهد گرفت. ما نور گرم داخل اتاق را که به طور واقعی بسیار نارنجی و یا زردتر از چیزی است که ” می بینیم” تجربه نمی کنیم. این تفسیر رنگ به دلیل قابلیت انطباق پذیری چشمان ما با محیط اطراف و نیز به دلیل ” فیلتر کردن” نور بوسیله مغز است. به همین ترتیب ما به ندرت متوجه ته رنگ آبی نور موجود در سایه ها و روزهای آفتابی می شویم زیرا چشمان و مغز ما این ته رنگ ها را جبران می کنند.
    راه حل
    بسته به اینکه از فیلم و یا فناوری دیجیتال برای ثبت تصویر استفاده می کنید راه حل های متفاوتی برای تعادل رنگ ها وجود دارند.
    سیستم های بر مبنای فیلم
    با توجه داشتن به منبع اصلی نور در صحنه، فیلمی مناسب با آن انتخاب کنید. برای عکاسی داخل اتاق ها و در نور مصنوعی، از فیلم های تنگستن استفاده کنید. این نکته و نکته بعدی به خصوص بیشتر در مورد اسلاید صدق می کند. در مورد نگاتیو، جبران رنگ در مرحله چاپ تا حدودی امکان پذیر است.
    از فیلترهای رنگی برای متعادل کردن رنگ و نور در صحنه استفاده کنید.
    تصاویر اسکن شده
    بسیاری از اسکنرها قادرند که هنگام عمل اسکن همزمان رنگ ها را نیز تنظیم کنند.
    با استفاده از نرم افزارهای ویرایش تصویر، امکان تنظیم رنگ با دقتی به مراتب بیشتر از اسکنرها امکان پذیر است.
    دوربین های دیجیتال
    بسیاری از دوربین های دیجیتال، به طور خودکار جبران رنگ را با فناوری “تعادل رنگ سفید”(White Balance) انجام می دهند. آنها رنگ های موجود در نور دریافتی را تجزیه کرده و تعادل بین آنها را برقرار می سازند.
    همانند عکس های اسکن شده، ته رنگ های ناخواسته رنگ در فایل های دیجیتال را نیز می توان با استفاده از نرم افزار از میان برد. باید به یاد داشت که اصلاح رنگ (حداقل به طور کامل) لزوما در همه موارد کار مناسبی نیست. گاهی اوقات ته رنگ های تند و حاکم در یک عکس به ماهیت و ایجاد یک ” جو” خاص کمک زیادی می کند.
    راه اجتناب از مشکل
    از عکاسی در شرایطی با نورهای ترکیبی( طبیعی و مصنوعی) پرهیزب کنید مگر آنکه آگاهانه خواستار نتایج غیرمنتظره حاصل از چنین شرایطی باشید.
    از گرفتن عکس هایی که نور در تعیین هویت آن اهمیت زیادی دارد، در زیر نورهای فلورسنت خودداری کنید. اصلاح ته رنگ های ناشی شده از این منبع نور حتی با نرم افزار نیز کار مشکلی است.
    از آنجایی که اصلاح رنگ اعمال شده توسط فیلترهای رنگی لنز به صورت تقریبی است، صرفا به آنها برای اصلاح صحیح رنگ اتکا نکنید، نرم افزارها این کار را بسیار دقیق تر و بدون عوارض جانبی فیلترها انجام می دهند.

نوشته شده در خطاها در عکاسی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۲۶ آذر, ۱۳۸۵     |     نظرات (۱)
امروز یک حس جالبی به سراغم آمده بود. از آن حس های خوب مادربزرگ ها. از آن مدل ها که سر بقچه یا صندوقچه می بینیشان که دارند آخرین وسایلشان را از درون ترمه ها در می آورند و محکم سنجاق قفلی را به آن می دوزند. بعد دستشان را به زانویشان می گیرند و به سراغت می آیند و یک شیء عتیقه یا چیزی شبیه آن را به تو نشان می دهند. اگر زیاد ابراز احساسات کردی و علاقه نشان دادی، شاید شاید شاید، به تو آن را ببخشند و گرنه دوباره چه وقت این حس زیبای بخشش به سراغشان بیاید خدا عالم است.
امروز من به دیدن مادربزرگم نرفته بودم- کاری که هیچوقت انجام نمی دهم، چون از شانس من، مادربزرگ های من میانه خوبی با نسل من ندارند. آنها در دنیای عروس و مادر شوهریشان بدجوری گیر کرده اند- بلکه یک بارش برف، یک پیاده روی در لحظات آغازین طلوع خورشید، باعث شده بود به یاد اولین دستکشم بیافتم. یک دستکش بافتنی قرمز رنگ که سه گل آبی و زرد و صورتی روی آن دوخته شده بود. یک لحظه دلم برایشان تنگ شد. به خودم نهیب زدم:- وقتی از اداره برگشتی، حتما باید کشفشان کنی. ببینی کجا گذاشتیشان.
از اداره که برگشتم به سراغ بقچه سفید کودکی هایم رفتم که در گوشه صندوقچه ننه عینکی- مادربزرگ استاد میتیاتورم که در طالقان و در روستای آق چری زندگی می کرد و صندوقچه را با تمام وجودش به من بخشید- قرار گرفته بود. بقچه را بیرون آوردم. هرچه وسایل درون آن را زیر و رو کردم از دستکش ها خبری نبود. دیگر داشتم ناامید می شدم که یک لنگه آن را لای اولین پارچه گلدوزی شده ام کشف کردم.
حیف که انگشت سبابه دستکشم شکافته شده بود…..

نوشته شده در عمومی

نوشته شده توسط فرشته جعفری ۲۳ آذر, ۱۳۸۵     |     نظرات (۰)